نمایش هیزل: اگر کسی هر حرکت شما را فیلم برداری می کرد چه میشد؟
نکات کلیدی:
- اثر هالهای (Halo Effect) زمانی رخ میدهد که ما فکر میکنیم افراد جذاب احتمال دارد صفات بهتر دیگری هم داشته باشند.
- برخورد مکرر با یک فرد، منجر به شکل گیری نگرشی مثبت تر نسبت به آن میشود.
- اگر با افراد خوشحال رفت و آمد کنی، زندگی شادتری به دست میاری.
تقریبا یک ماه پیش، گروهی از دختران نوجوان شروع به باز کردن صفحهای در یک شبکه اجتماعی کردند که در آن به طور مخفیانهای از زندگی روزمره دوست خود “هیزل” فیلم برداری می کردند. در این لحظه که این مقاله رو دارم مینویسم حدودا 200 هزار نفر دنبال کننده این صفحه دارد.
چرا این صفحه اینقدر محبوب شد و چطور ممکن است تا الان کسی این راز رو برملا نکرده باشه؟
افراد جذاب دوست داشتنیترند
هیزل دختری بلوند، بامزه، با اعتماد به نفس و جذاب است. شما با خیال راحت می توانید عمیق ترین رازهای خود را با او در میان بگذارید و در عین حال در روزهای بد شما را از ته دل بخنداند.
علم نشان میدهد که بهاحتمال زیاد جذابیت ظاهری هیزل در تقویت تمایل ما برای حضور او در زندگیمان نقش داشته است.
تحقیقات روانشناس آمریکایی ادوارد لیی ثروندایک در سال 1920 نشان داد که مردم نمیتوانند درصد موفق شدن 137 دانشجوی دانشکده افسری را بدون دیدن وضعیت جسمانی آنها ارزیابی کنند.
به تصور ما، افراد جذاب باهوش تر و رهبران بهتری هستند و از همتایان هم سطح خود، شخصیت برتری دارند. این امر به شکلگیری اصطلاح “اثر هالهای” انجامید: ما فکر میکنیم افراد جذاب احتمالا دارای سایر ویژگیهای مثبتی هستند در صورتی سایر ویژگیهای مثبت اصولا ارتباطی با ظاهر آنها ندارد.
هیزل بلونده
یک پژوهش در سال 2011 به وسیله سوامی و برت نشان داد که زنان بلوند (مانند هیزل) در کلاب های شبانه بیشتر مورد توجه مردان قرار می گیرند. در بخش دوم این آزمایش، 126 مرد بریتانیایی، زنان بلوند را “نیازمند به توجه بیشتر” ارزیابی کردند اما در عین حال احتمال دریافت توجه از سوی آنان نیز بیشتر بود.
هرچقدر چیزی برای ما آشناتر باشد، بیشتر دوستداشتنی به نظر میرسد.
در سال ۱۹۶۸، رابرت زایونک دریافت که صرفاً قرار گرفتن در معرض حضورِ کسی میتواند باعث شود نسبت به او احساس مثبتتری پیدا کنیم. زایونک شرکتکنندگان در پژوهش را در معرض نمادهای ناآشنا، واژههای بیمعنا و چهرههای ناشناخته قرار داد و از آنان خواست میزان ترجیح خود را نسبت به این نمادها، واژهها و چهرهها بیان کنند. بارها و بارها، شرکتکنندگان گزینهای را ترجیح دادند که برایشان آشناتر بود؛ همان چیزی که بیش از همه در معرض آن قرار گرفته بودند.
به یک «آهنگِ قفلی» فکر کنید، یا بهاصطلاح علمی آن «تصویرسازی موسیقایی غیرارادی» (Involuntary Musical Imagery – INMI). همان ترانهٔ جذابی که نمیتوانید از ذهن خود بیرون کنید و بارها و بارها در ذهنتان تکرار میشود؟ بخش بزرگی از این پدیده ناشی از آن است که آن آهنگ را همهجا میشنوید.
به لطف الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، هیزل نیز به همین شکل عمل میکند. هرچه بیشتر او را ببینیم، بیشتر دوستش داریم و
بیشتر میخواهیم او را ببینیم.
خوشحالی مسری است
یک پژوهش در سال ۲۰۰۸ بهوسیلهٔ فاولر و کریستاکیس نزدیک به ۵۰۰۰ نفر را به مدت ۲۰ سال دنبال کرد و نشان داد که اگر
بیشتر با افراد خوشحال معاشرت کنید، احتمالاً خودتان نیز خوشحالتر خواهید بود و بهطور خلاصه، احساسات ما مسری هستند و
نزدیکی جغرافیایی این مسری بودن خوشحالی را تقویت میکند.
با توجه به همهٔ شواهد، هیزل و دوستانش ظاهراً بسیار خوشحال به نظر میرسند—حداقل فعلاً. آنها دائماً لبخند میزنند،
میخندند و از بودن در کنار یکدیگر لذت میبرند.
البته هیچ تضمینی نیست که وقتی هیزل متوجه شود نزدیکترین دوستانش یک راز بزرگ را از او مخفی کردهاند چه اتفاقی خواهد افتاد…
چطور ممکن است هیزل نداند؟
در ۱۳ مارس ۱۹۶۴، کیتی جنوویزی ۲۸ ساله در بیرون ساختمان آپارتمان خود در کیو گاردنز، نیویورک مورد حمله قرار گرفت. برخی
گزارشهای اولیه تخمین زده بودند که تقریباً ۴۰ شاهد این دختر جوان را در حال تجاوز و قتل مشاهده یا شنیدهاند، اما هیچکس
تماس نگرفت تا این جرم وحشیانه را گزارش کند. گزارشهای بعدی این عدد را بیش از حد برآورد شده دانسته و تأکید کردند که
برخی افراد واقعاً این حمله را گزارش کردهاند.
محققان عدم اقدام اکثریت ناظران تجاوز و قتل کیتی جنوویزی را به پدیدهای به نام انتشار مسئولیت (Diffusion of
Responsibility) نسبت دادهاند.
انتشار مسئولیت پدیدهای است که هرچه افراد بیشتری توانایی انجام کاری را در موقعیت بدی داشته باشند، احتمال اینکه واقعاً به
کمک اقدام کنند کمتر میشود. بههرحال، چرا من باید با پلیس تماس بگیرم وقتی بسیاری دیگر میتوانند این کار را انجام دهند؟
این موضوع منجر به شکلگیری اصطلاح «اثر تماشاگر» (Bystander Effect) شد که به آن سندرم جنویز نیز گفته میشود.
(به همین دلیل است که اگر به کمک نیاز دارید، بهتر است با یک نفر تماس چشمی برقرار کرده و از او بخواهید با شمارهٔ 110 تماس بگیرد تا به جمعیت عمومی مراجعه کنید.)
آیا فیلمبرداری از هیزل به عنوان یک اتفاق منفی محسوب میشود؟ هنوز نمیدانیم. احتمالاً بستگی به واکنش هیزل و والدینش
دارد، بهویژه اینکه ایالت محل زندگی هیزل یکی از ایالتهای دارای قانون «رضایت دو طرفه» برای ضبط است.
چطور ممکن است هیزل نداند که سرگرمی گروه بزرگی از افرادی است که حتی آنها را نمیشناسد؟ چرا هیچکس از مدرسهاش به او
نگفته است؟ شاید همه منتظرند شخص دیگری این موضوع را به او بگوید. بالاخره دبیرستان است.
هیزل چه احساسی خواهد داشت وقتی متوجه شود؟
یک مطالعه در سال ۲۰۰۵ بهوسیلهٔ رودولف و کانلی، ۴۷۴ نوجوان را بررسی کرد و نگرانیهای آنها دربارهٔ قضاوت دیگران (یا همان
ارزیابی اجتماعی) را مورد توجه قرار داد و غیرمنتظره نیست که در سالهای نوجوانی، خودآگاهی افزایش مییابد.
نوجوان (حدوداً ۱۴ تا ۱۸ سال) عمدتاً با فشار همسالان و کاوش هویت تعریف میشود و اکنون هیزل به شهرتی دست یافته
که هر نوجوان فکر میکند میخواهد، اما وقتی به آن برسد، بسیاری از آن صرفنظر میکنند.
نتیجهگیری
نمایش هیزل چگونه پایان خواهد یافت؟ امیدواریم با اشکهای بسیار کمتر از چیزی که برخی تصور میکنند. و از سوی دیگر، اگر
هیزل بخواهد، این تجربه میتواند برای پذیرش دانشگاه ارزشمند باشد.